درباره ما

آیا ائمه طاهرین علیهم السلام به پیامبر صل الله علیه و آله توسل کرده اند؟
کد سؤال: ۱۰۴۱۸عقاید شیعه و پاسخ به شبهات آن »توسل
تعداد بازدید: ۵۲
آیا ائمه طاهرین علیهم السلام به پیامبر صل الله علیه و آله توسل کرده اند؟

سؤال كننده: سعيد توضيح سؤال:

آيا روايتي صحيح داريم که در آن ائمه و امامان اهل بيت (عليهم السلام) به قبر پيامبر (صلي الله عليه وآله) يا امام علي (عليه السلام) توسل کرده باشند؟

پاسخ اجمالي:

توسل يكي از اعتقادات مهم مسلمان است كه ريشه در قرآن كريم و روايات صحيح منقول از اهل بيت عليهم السلام دارد و اين عقيده صرف نظر از دليل قرآني، از روايات صحيح شيعه و اهل سنت نيز قابل اثبات است.

طبق روايات شيعه كه در موضوع توسل وارد شده، ائمه طاهرين (عليهم السلام) به پيامبر و بقيه ائمه (عليهم السلام) توسل كرده‌اند و به شيعيان نيز دستور داده اند تا به اهل بيت متوسل شوند. و از طرفي، توسل شيعيان را نيز مورد تأييد قرار داده اند.

پاسخ تفصيلي

قبل از بررسي روايات موضوع سؤال، جهت روشن شدن پاسخ دو نكته را متذكر مي‌شويم:

نكته اول: در يك تقسيم بندي، توسل بر دو نوع است:

۱. توسل به ذات (يعني توسل به خود پيامبر و ائمه طاهرين عليهم السلام) ؛

۲. توسل به واسطه (يعني پيامبر و اهل بيت عليهم السلام را ميان خود و خدا واسطه قرار مي‌دهيم و به حق آنها از خداوند حاجت بخواهيم.)

اين دو نوع از رواياتي كه در اين موضوع توسل وارد شده، استفاده مي‌شود.

نكته دوم: روايات توسل ،‌ به چند دسته تقسيم مي‌شوند:

۱. دسته‌اي از روايات نشان مي‌دهند، كه خود اهل بيت (عليهم السلام) به آن حضرت توسل كرده‌ اند.

۲. رواياتي كه در آن ائمه (عليهم السلام) دستور به توسل داده اند؛

۳. دسته‌اي كه توسل ارادتمندان خاندان عصمت و طهارت (عليهم السلام) را به آنها گزارش كرده‌اند.

اين سه دسته از روايات، كه فعل، قول، و تقرير معصومين (عليهم السلام)‌ را بيان مي‌كنند در روايات شيعه آمده و براي ما حجت است؛ از اين رو ديگر نيازي به روايات اهل سنت در اين زمينه نداريم، مگر اين كه آوردن روايات آنها از باب الزام باشد.

اكنون نمونه‌هايي از اين سه دسته روايات را در پاسخ به سؤال شما ذكر مي‌نماييم:

دسته اول؛ توسل ائمه (ع) به رسول خدا (ص) و اهل بيت

يك دسته از روايات بيان مي‌كنند كه امامان (عليهم السلام) به پيامبر و اهل بيت (عليهم السلام) توسل كرده اند.

۱. توسل امير مؤمنان (ع) به رسول خدا (ص) ، فرشتگان و انبياء: (سند معتبر)

امير مؤمنان (عليه السلام) بعد از نماز ظهر به رسول خدا (صلي الله عليه وآله)، فرشتگان و انبياء توسل مي‌كردند و به واسطه آنها به درگاه خداوند تقرب مي‌جستند. مرحوم كليني با سند معتبر روايت را اين‌گونه آورده است:

۱ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ الْبَرْقِيِّ عَنْ عِيسَى بْنِ عَبْدِ اللَّهِ الْقُمِّيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام يَقُولُ إِذَا فَرَغَ مِنَ الزَّوَالِ- اللَّهُمَّ إِنِّي أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ وَ أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ- بِمُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ رَسُولِكَ وَ أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِمَلَائِكَتِكَ الْمُقَرَّبِينَ وَ أَنْبِيَائِكَ الْمُرْسَلِين‏ ‏...

امام صادق عليه السلام فرمود: امير مؤمنان عليه السّلام بعد از اتمام نماز ظهر اين دعا را مي‌خواند: خداوندا به تو تقرّب مى‏جويم به وسيله جود و كرمت، تقرّب مى‏جويم به سوي تو به حقّ محمد (كه بنده تو و رسول تو است) و تقرّب ميجويم به وسيله فرشتگان مقرّبت و پيغمبران مرسلت.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى۳۲۸ هـ)، الأصول من الكافي، ج۲ ، ص۵۴۵، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،۱۳۶۲ هـ.ش.

مرحوم علامه مجلسي در تصحيح روايت فوق مي‌فرمايد:

باب الدعاء في أدبار الصلوات الحديث الأول: حسن كالصحيح.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج‏۱۲ ؛ ص۳۳۵، تهران، چاپ: دوم، ۱۴۰۴ ق.

۲. توسل حضرت علي (ع) به رسول خدا (ص) قبل از دفن:

بعد از رحلت رسول خدا (صلي الله عليه وآله) امير مؤمنان عليه السلام نخستين فرد از ميان اهل بيت (عليهم السلام) بود كه به آن حضرت توسل نمود در حالي كه تاهنوز بدن شريفش به خاك سپرده نشده بود. اين مطلب در نهج البلاغه در خطبه ۲۳۵ اين گونه آمده‌است:

۲۳۵. ومن كلام له (عليه ‏السلام ) قَالَهُ وَهُوَ يَلِي غُسْلَ رَسُولِ اللَّهِ (صلى‏الله ‏عليه ‏وآله) وَتَجْهِيزَهُ «بِأَبِي أَنْتَ وَأُمِّي يَا رَسُولَ اللَّهِ لَقَدِ انْقَطَعَ بِمَوْتِكَ مَا لَمْ يَنْقَطِعْ بِمَوْتِ غَيْرِكَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَ الْإِنْبَاءِ وَأَخْبَارِ السَّمَاءِ خَصَّصْتَ حَتَّى صِرْتَ مُسَلِّياً عَمَّنْ سِوَاكَ وَعَمَّمْتَ حَتَّى صَارَ النَّاسُ فِيكَ سَوَاءً وَلَوْ لَا أَنَّكَ أَمَرْتَ بِالصَّبْرِ وَنَهَيْتَ عَنِ الْجَزَعِ لَأَنْفَدْنَا عَلَيْكَ مَاءَ الشُّئُونِ وَلَكَانَ الدَّاءُ مُمَاطِلًا وَالْكَمَدُ مُحَالِفاً وَقَلَّا لَكَ وَلَكِنَّهُ مَا لَا يُمْلَكُ رَدُّهُ وَلَا يُسْتَطَاعُ دَفْعُهُ بِأَبِي أَنْتَ وَأُمِّي اذْكُرْنَا عِنْدَ رَبِّكَ وَاجْعَلْنَا مِنْ بَالِكَ».

از كلام آن حضرت كه بعد از غسل رسول خدا صلي الله عليه وسلم و تجهيز آن حضرت فرمود اين است: پدر و مادرم فدايت اى پيامبر خدا، همانا با مرگ تو چيزى قطع شد كه با مرگ ديگرى قطع نگشت و آن نبوت و اخبار و آگاهى از آسمان بود.

مصيبت تو اين امتياز را دارد كه از ناحيه‏اى تسلى دهنده است، يعنى پس از مصيبت تو ديگر مرگ‏ها اهميتى ندارد، و از سوى ديگر اين يك مصيبت همگانى است كه عموم مردم به خاطر تو در سوكند. اگر نبود كه امر به صبر و شكيبائى فرموده‏اى و از بى‏تابى نهى نموده‏اى آن قدر گريه مى‏كردم كه اشكهايم تمام شود، و اين درد جانگاه هميشه براى من باقى بود، و حزن و اندوهم دائمى، و تازه اينها در مصيبت تو كم بود، اما حيف نمى‏توان مرگ را باز گرداند و آن را دفع نمود.

پدر و مادرم فدايت باد، ما را در پيشگاه پروردگارت ياد كن، و ما را از هرگز فراموش منما

نهج البلاغة - خطب الإمام علي (ع)، ج ۲ ، ص ۲۲۸

اين خطبه وتوسل حضرت را علماي اهل سنت همانند: ابن ابي الحديد، عبد الرحمان زجاجي در دو كتابش، و ابن عبد البر نمري قرطبي نقل كرده اند:

إبن أبي‌الحديد المدائني المعتزلي، ابوحامد عز الدين بن هبة الله بن محمد بن محمد (متوفاى۶۵۵ هـ)، شرح نهج البلاغة، ج۱۳، ص۱۳، تحقيق: محمد عبد الكريم النمري، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت / لبنان، الطبعة: الأولى، ۱۴۱۸هـ - ۱۹۹۸م.

البغدادي النهاوندي الزجاجي، عبد الرحمن بن إسحاق، أبو القاسم (متوفاى۳۳۷هـ)،‌ أمالي الزجاجي، ج۱، ص۳۸، دار النشر : طبق برنامه الجامع الكبير.

البغدادي النهاوندي الزجاجي، عبد الرحمن بن إسحاق، أبو القاسم (متوفاى۳۳۷هـ)،‌ أخبار أبي القاسم الزجاجي، ج۱، ص۵۲، دار النشر : طبق برنامه الجامع الكبير.

النمري القرطبي المالكي، ابوعمر يوسف بن عبد الله بن عبد البر (متوفاى ۴۶۳هـ)، التمهيد لما في الموطأ من المعاني والأسانيد، ج۲، ص۱۶۲، تحقيق: مصطفي بن أحمد العلوي، ‏محمد عبد الكبير البكري، ناشر: وزارة عموم الأوقاف والشؤون الإسلامية - المغرب – ۱۳۸۷هـ.

طبق اين روايت، امير مؤمنان عليه السلام به ذات رسول خدا صلي الله عليه وآله متوسل شده و از ايشان شفاعت خواسته است.

۳. توسل امام حسين (ع) به قبر پيامبر (ص):

در باره حضرت سيد الشهدا (عليه السلام) نيز روايت شده است كه ايشان وقتي مي‌خواست از مدينه به سوي مكه خارج شوند، نزد قبر رسول خدا (صلي الله عليه وآله) آمدند و به قبر حضرت توسل كردند.

متن روايت به نقل علامه مجلسي اين است:

فلما كانت الليلة الثانية ، خرج إلى القبر أيضا وصلى ركعات ، فلما فرغ من صلاته جعل يقول : اللهم هذا قبر نبيك محمد ، وأنا ابن بنت نبيك ، وقد حضرني من الأمر ما قد علمت ، اللهم إني أحب المعروف ، وأنكر المنكر ، وأنا أسألك يا ذا الجلال والاكرام بحق القبر ومن فيه إلا اخترت لي ما هو لك رضى ، ولرسولك رضى ....

وقتي شب دوم فرا رسيد، بار دوم به سوي قبر پيامبر (ص) خارج شد و دو ركعت نماز خواند،‌ وقتي از نماز فارغ شد، فرمود: خدايا اين قبر پيامبرت محمد است و من پسر ايشان هستم، و امري كه خودت مي‌داني برايم پيشامد كرده است. خدايا من معروف را دوست دارم و از منكر بدم مي آيد. اي صاحب جلال و اكرام به حق اين قبر و ‌آن كسي كه در آن مدفون است از تو آنچه را مي‌خواهم كه مورد رضايت توست. ...

المجلسي، محمد باقر (متوفاى۱۱۱۱هـ)، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج ۴۴ ، ص ۳۲۸، تحقيق: محمد الباقر البهبودي، ناشر: مؤسسة الوفاء - بيروت - لبنان، الطبعة: الثانية المصححة، ۱۴۰۳هـ - ۱۹۸۳م.

اين روايت را ابن اعثم كوفي نيز نقل كرده است.

الكوفي، أبي محمد أحمد بن أعثم (متوفاى۳۱۴هـ)، كتاب الفتوح، ج ۵، ص ۱۹، تحقيق: علي شيري (ماجستر في التاريخ الإسلامي )، ناشر: دار الأضواء للطباعة والنشر والتوزيع ـ بيروت، الطبعة: الأولى، ۱۴۱۱هـ

در سخن امام حسين (عليه السلام) عبارت «بحق القبر ومن فيه» معناي بلندي دارد كه آن حضرت به حق قبر پيامبر و كسي كه در آن دفن شده، يعني وجود مبارك رسول خدا صلي الله عليه وآله (توسل به ذات) از خداوند در خواست مي‌كند.

۴. توسل امام سجاد عليه السلام به اهل بيت:

در موارد متعدد از دعاي صحيفه سجاديه آمده است كه امام سجاد (عليه السلام) به پيامبر و اهل بيت (عليهم السلام) متوسل شده و در يكي از دعاهايش (دعاي ۸۷) اين گونه مي‌فرمايد:

إنا نتوسل إليك بمحمد صلواتك عليه وآله رسولك ، وبعلي وصيه ، وفاطمة ابنته ، وبالحسن والحسين ، وعلي ومحمد وجعفر وموسى وعلي ومحمد وعلي والحسن والحجة عليهم السلام أهل بيت الرحمة .

(خدايا) به واسطه محمد (صلي الله عليه وآله) پيامبرت و به وسيله علي وصي او،‌ فاطمه دختر او، به حسن و حسين، علي، محمد، جعفر، موسي، علي بن موسي، محمد، علي، حسن بن علي و حجت (عليهم السلام) كه اهل بيت رحمت هستند، به سوي توسل مي‌جويم.

الصحيفة السجادية، الإمام زين العابدين (ع) ، ص ۱۶۸،‌ تحقيق : الابطحي الإصفهاني، السيد محمد باقر الموحد ناشر : مؤسسة الإمام المهدي (ع) / مؤسسة الأنصاريان للطباعة والنشر - قم – ايران، سال چاپ : ۲۵ محرم الحرام ۱۴۱۱

و يا در قسمت ديگر از دعا مي‌فرمايد:

فإني بمحمد وعلي وأوصيائهما إليك أتوسل ، وعليك أتوكل ...

خدايا به محمد و علي و جانشينان آنها به سوي تو متوسل مي‌شوم، و بر تو توكل مي‌كنم ...

الصحيفة السجادية (ابطحي) - الإمام زين العابدين (ع) - ص ۲۰۵

در اين دعاها روشن است كه امام سجاد عليه السلام پيامبر و اهل بيت را وسيله خودش در ابراز حاجت و درخواست قرار داده است.

دسته دوم؛ دستور ائمه (عليهم السلام) به توسل

طبق دسته ديگري از روايات، ائمه عليهم السلام پيروانشان را دستور داده اند كه به پيامبر و اهل بيت (عليهم السلام) توسل كنند و دعا و ذكر به آنها تعليم داده اند.

روايت اول: دستور امير مؤمنان عليه السلام به توسل (با سند صحيح):

مرحوم كليني با سند معتبر نقل كرده كه شخصي در زمان امير مؤمنان دعا كرده بود ولي اجابت نشد، نزد امير مؤمنان (عليه السلام) رفت و از مستجاب نشدن دعايش شكايت نمود. حضرت دعاي سريع الاجابه را به ايشان ياد دادند كه در پايان دعا، حضرت دستور توسل به اهل بيت عليهم السلام را بيان فرموده اند:

۱۷ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ قَالَ قَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام ابْتِدَاءً مِنْهُ يَا مُعَاوِيَةُ أَ مَا عَلِمْتَ أَنَّ رَجُلًا أَتَى أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ عليه السلام فَشَكَا الْإِبْطَاءَ عَلَيْهِ فِي الْجَوَابِ فِي دُعَائِهِ فَقَالَ لَهُ أَيْنَ أَنْتَ عَنِ الدُّعَاءِ السَّرِيعِ الْإِجَابَةِ فَقَالَ لَهُ الرَّجُلُ مَا هُوَ ... وَ أَتَوَجَّهُ إِلَيْكَ بِمُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَيْتِهِ أَسْأَلُكَ بِكَ وَ بِهِمْ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَفْعَلَ بِي كَذَا وَ كَذَا.

معاوية بن عمار گويد: حضرت صادق عليه السلام بدون سخن و پرسشى به من فرمود: اى معاوية آيا نميدانى كه مردى خدمت امير المؤمنين عليه السلام آمد و از اينكه اجابت دعايش دير شده بود به آن حضرت شكايت كرد، آن حضرت به او فرمود: چرا دعاى سريع الاجابة را (يعنى دعائى كه زود باجابت رسد) نخواندى؟ آن مرد عرض كرد: آن دعا كدام است؟ فرمود: بگو....

و به سوي تو به حق محمد و اهلبيتش رو آورده ام، به حق تو وآنها از شما درخواست دارم كه بر محمد وآل محمد دورد فرستي و فلان حاجت مرا بر آورده سازي.

الكليني الرازي، أبو جعفر محمد بن يعقوب بن إسحاق (متوفاى۳۲۸ هـ)، الأصول من الكافي، ج۲، ص۵۸۳ ، ح۱۷، ناشر: اسلاميه‏، تهران‏، الطبعة الثانية،۱۳۶۲ هـ.ش.

سند اين روايت معتبر است. علامه مجلسي در اعتبار اين روايت مي‌نويسد:

الحديث السابع عشر: حسن.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج‏۱۲ ؛ ص۴۵۵، تهران، چاپ: دوم، ۱۴۰۴ ق.

سند اين روايت صحيح است و سر اينكه علامه مجلسي تعبير «حسن» را به كار برده به خاطر وجود «ابراهيم بن هاشم» در سند فوق است که به نظر ايشان وي امامي ممدوح (مدح در موردش وارد شده ) است و توثيق ندارد؛ اما با مراجعه به کتابهاي رجالي علماي شيعه در مي يابيم که وي داراي توثيق مي باشد

کلام جامع حضرت آيت الله العظمي خوئي قدس الله نفسه الزکيه در شرح حال ابراهيم بن هاشم اين است:

أقول: لا ينبغي الشك في وثاقة إبراهيم بن هاشم، ويدل على ذلك عدة أمور:

۱. أنه روى عنه ابنه علي في تفسيره كثيرا، وقد التزم في أول كتابه بأن ما يذكره فيه قد انتهى إليه بواسطة الثقات. وتقدم ذكر ذلك في (المدخل) المقدمة الثالثة.

۲. أن السيد ابن طاووس ادعى الاتفاق على وثاقته، حيث قال عند ذكره رواية عن أمالي الصدوق في سندها إبراهيم بن هاشم: ورواة الحديث ثقات بالاتفاق. فلاح السائل: الفصل التاسع عشر، الصفحة ۱۵۸.

۳. أنه أول من نشر حديث الكوفيين بقم. والقميون قد اعتمدوا على رواياته، وفيهم من هو مستصعب في أمر الحديث، فلو كان فيه شائبة الغمز لم يكن يتسالم على أخذ الرواية عنه، وقبول قوله.

من مي‌گويم: شايسته نيست که در وثاقت ابراهيم بن هاشم ترديد شود، براي اثبات اين مدعا چند دليل دلالت دارد:

۱. علي بن ابراهيم در تفسير خود روايات زيادي از او نقل کرده است؛ در حالي که در اول کتاب خود ملتزم شده است که هر چه در اين کتاب آورده ، به واسطه افراد ثقه به او رسيده است. بحث اين مطلب در کتاب المدخل مقدمه سوم گذشت.

۲. سيد بن طاووس ادعاي اتفاق بر وثاقت او کرده است؛ چنانچه در ذکر روايتي که او در سندش ابراهيم بن هاشم وجود دارد گفته: تمام روات آن به اتفاق علماء ثقه هستند.

۳. او نخستين کسي است که حديث مردم کوفه را در قم انتشار داد و قمي‌ها به روايات او اعتماد کرده‌اند. در ميان قمي‌ها کساني بودند که در باره روايت سخت‌گير بودند، اگر در او احتمال اشکال وجود داشت، تمام قمي‌ها بر گرفتن روايت از او و قبول رواياتش اتفاق نمي‌کردند.

الموسوي الخوئي، السيد أبو القاسم (متوفاى۱۴۱۱هـ)، معجم رجال الحديث وتفصيل طبقات الرواة، ج ۱ ، ص ۲۹۱، الطبعة الخامسة، ۱۴۱۳هـ ـ ۱۹۹۲م

در توضيح کلام آيت الله خوئي مي‌گوييم:

قمي‌ها در نقل روايت آن چنان وسواس داشتند که اگر کسي در شهر مقدس قم از راويان ضعيف روايت نقل مي‌کرد، فوراً او را از شهر بيرون و به شهر دوري تبعيد مي‌کردند؛ چنانچه با سهل بن زياد و... چنين رفتاري داشتند. به عبارت ديگر نقل روايت از راوي ضعيف در ميان محدثان شهر قم، جرم نابخشودني به شمار مي‌رفت.

ابراهيم بن هاشم، مؤسس اين مکتب و نخستين انتشار دهنده حديث در قم بوده است و شخصيتي مثل علي بن ابراهيم فرزند برومند او بيش از شش هزار روايت از پدرش نقل کرده است.

بنابراين ، ابراهيم بن هاشم توثيق صريح دارد و دست‌کم شخصيتي مثل سيد بن طاووس ادعاي اتفاق تمام علما بر وثاقت او را کرده است.

وقال السيد الداماد في ( الرواشح ) : .. والصحيح الصريح عندي : أن الطريق من جهته صحيح ، فأمره أجل وحاله أعظم من أن يعدل بمعدل أو يوثق بموثق.

سيد داماد در كتاب رواشح گفته: صحيح در نزد من اين است كه طريق ابراهيم بن هاشم صحيح است و شأن او بالاتر از اين است كه او را تعديل (توصيف به عدالت) كند يا توثيق كرد.

الطباطبايي، السيد مهدي بحر العلوم (متوفاي ۱۲۱۲هـ)، الفوائد الرجالية، ج ۱، ص ۴۵۰، تحقيق وتعليق: محمد صادق بحر العلوم، حسين بحر العلوم، ناشر: مكتبة الصادق - طهران، الطبعة الأولى: ۱۳۶۳ ش

سيد بن طاووس در سندي که ابراهيم بن هاشم در سلسله آن وجود دارد، گفته است که تمام روات آن مورد اعتماد هستند:

ورواة الحديث ثقات بالاتفاق.

اين جمله به روشني ثابت مي‌کند که تمام شيعيان بر وثاقت او اجماع داشته‌اند.

فلاح السائل، ص۱۵۸؛ معجم رجال الحديث، ج۱، ص۲۹۱، رقم: ۳۳۲.

بنابراين سند روايت صحيح است.

طبق اين روايت اگر كسي بخواهد حاجتش زود تر بر آورده شود و دعايش مستجاب شود، مي‌تواند با توسل به پيامبر و اهل بيت (عليهم السلام) به مقصودش برسد.

روايت دوم: دستور امام صادق عليه السلام در توسل به قبر پيامبر (ص) با سند صحيح

امام صادق (عليه السلام) در روايت صحيح به معاوية بن عمار كيفيت زيارت قبر مطهر رسول خدا صلي الله عليه وآله را تعليم فرموده و در قسمتي از آن چگونگي توسل به آن حضرت را هم ياد داده اند. اين روايت را مرحوم كليني با سه سند نقل كرده است:

عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ إِسْمَاعِيلَ عَنِ الْفَضْلِ بْنِ شَاذَانَ عَنْ صَفْوَانَ وَ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ مُعَاوِيَةَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ:

إِذَا دَخَلْتَ الْمَدِينَةَ فَاغْتَسِلْ قَبْلَ أَنْ تَدْخُلَهَا أَوْ حِينَ تَدْخُلُهَا ثُمَّ تَأْتِي قَبْرَ النَّبِيِّ صلي الله عليه وآله ثُمَّ تَقُومُ فَتُسَلِّمُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه وآله ...

اللَّهُمَّ إِنَّكَ قُلْتَ- وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحِيماً وَ إِنِّي أَتَيْتُ نَبِيَّكَ مُسْتَغْفِراً تَائِباً مِنْ ذُنُوبِي وَ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلَى اللَّهِ‏ رَبِّي وَ رَبِّكَ لِيَغْفِرَ لِي ذُنُوبِي.

وَ إِنْ كَانَتْ‏ لَكَ‏ حَاجَةٌ فَاجْعَلْ‏ قَبْرَ النَّبِيِّ صلي الله عليه وآله خَلْفَ كَتِفَيْكَ‏ وَ اسْتَقْبِلِ الْقِبْلَةَ وَ ارْفَعْ يَدَيْكَ وَ اسْأَلْ حَاجَتَكَ فَإِنَّكَ أَحْرَى أَنْ تُقْضَى إِنْ شَاءَ اللَّهُ.

معاويه بن عمار نقل مي‌كند كه امام صادق عليه السلام فرمود: از وارد شدن به مدينه يا هنگامي كه وارد شدي، غسل كن، سپس نزد قبر پيامبر صلي الله عليه وآله برو، بايست و به آن حضرت سلام كن. ... خدايا خودت فرمودي: اگر گروه گنه‏كاران به واسطه گناه بر خود ستم كنند و سپس نزد تو آيند و به واسطه تو از خدا طلب آمرزش كنند و تو از خدا طلب مغفرت كنى البته خواهند ديد كه خداوند توبه ايشان را پذيرفته و به آنها ترحم مى‏نمايد.

و من در حالى كه طلب آمرزش كرده و از گناهانم توبه مى‏كنم به نزد پيامبرت آمده ام و اي پيامبر! من به واسطه تو به سوي پروردگار خودم به شما رو آورده ام تا گناهانم را ببخشد.

و اگر حاجت داشتي قبر مطهّر را پشت سر قرار بده و رو به قبله بايست و دو دستت را بلند نما و سپس حاجتت را از خدا بخواه كه ان شاء اللَّه مستجاب خواهد شد.

الكافي، ج‏۴ ، ص۵۵۰، ح۱، بَابُ دُخُولِ الْمَدِينَةِ وَ زِيَارَةِ النَّبِيِّ ص وَ الدُّعَاءِ عِنْدَ قَبْرِه‏.

اين روايت را شيخ طوسي در كتاب «تهذيب الاحكام به آدرس ذيل نقل كرده است:

الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاى۴۶۰هـ)، تهذيب الأحكام، ج ۶، ص۶، تحقيق: السيد حسن الموسوي الخرسان، ناشر: دار الكتب الإسلامية ـ طهران، الطبعة الرابعة،‌۱۳۶۵ ش .

در نقل كامل الزيارات قسمت دستور به توسل به اين عبارت آمده است:

يا محمد اني أتوجه بك إلى الله ربي وربك ليغفر لي ذنوبي .

القمي، أبي القاسم جعفر بن محمد بن قولويه (متوفاى۳۶۷هـ)، كامل الزيارات، ص ۵۰، تحقيق: الشيخ جواد القيومي، لجنة التحقيق، ناشر: مؤسسة نشر الفقاهة، الطبعة: الأولى۱۴۱۷هـ

تصحيح روايت:

اين روايت از نظر علماي شيعه صحيح است و به اين مطلب تصريح كرده اند.

مرحوم علامه مجلسي اين روايت را صحيح مي‌داند و مي‌فرمايد:

روى الكليني في الصحيح ، عن معاوية بن عمار ، عن أبي عبد الله عليه السلام قال : إذا دخلت المدينة فاغتسل قبل أن تدخلها...

كليني در روايت صحيح از معاوية‌ بن عمار از امام صادق عليه السلام روايت كرده است....

المجلسي، محمد تقي (متوفاي۱۰۷۰هـ)، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه، ج ۵ ص ۳۲۶، محقق / مصحح: موسوى كرمانى، حسين و اشتهاردى على پناه‏، ناشر: مؤسسه فرهنگى اسلامى كوشانبور، مكان چاپ: قم‏، سال چاپ: ۱۴۰۶ ق‏

علامه حلي در كتاب «منتهي المطلب» نيز اين روايت را صحيح مي‌داند:

وصفة زيارته صلى الله عليه وآله ما رواه الشيخ في الصحيح عن معاوية بن عمار عن أبي عبد الله ( ع ) قال إذا دخلت المدينة فاغتسل قبل أن تدخلها..

كيفيت و چگونگي زيارت رسول خدا صلي الله عليه وآله همان است كه شيخ در روايت صحيح از معاويه بن عمار از امام صادق عليه السلام روايت كرده است....

الحلي الأسدي، جمال الدين أبو منصور الحسن بن يوسف بن المطهر (متوفاى۷۲۶هـ)،‌ منتهى المطلب في تحقيق المذهب،‌ ج ۲ ص ۸۸۷، تحقيق: قسم الفقه في مجمع البحوث الإسلامية،‌ ناشر: مجمع البحوث الإسلامية - إيران – مشهد، چاپخانه: مؤسسة الطبع والنشر في الآستانة الرضوية المقدسة، چاپ: الأولى۱۴۱۲

وأما صفة زيارته (صلى الله عليه وآله) فهو ما رواه الكليني والشيخ في الصحيح عن معاوية ابن عمار عن أبي عبد الله (عليه السلام) قال : إذا دخلت المدينة فاغتسل قبل أن تدخلها...

اما كيفيت و چگونگي زيارت رسول خدا صلي الله عليه وآله همان است كه كليني و شيخ در روايت صحيح از معاويه بن عمار از امام صادق عليه السلام روايت كرده است....

البحراني، الشيخ يوسف، (متوفاي۱۱۸۶هـ)، الحدائق الناضرة في أحكام العترة الطاهرة،‌ ج ۱۷ ، ص ۴۲۴، ناشر : مؤسسة النشر الإسلامي التابعة لجماعة المدرسين بقم المشرفة،‌ طبق برنامه مكتبه اهل البيت.

روايت سوم: دستور امام صادق (ع) در توسل به پيامبر (ص)

در روايت صحيح ديگر نيز امام صادق عليه السلام دعايي را تعليم فرموده اند كه توسل نمازگزار را به رسول خدا صلي الله عليه وآله بيان مي‌كند:

۳ - وَ عَنْهُ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ فَضَالَةَ عَنْ أَبَانٍ وَ مُعَاوِيَةَ بْنِ وَهْبٍ قَالا قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام‏ إِذَا قُمْتَ إِلَى الصَّلَاةِ فَقُلِ: اللَّهُمَّ إِنِّي أُقَدِّمُ‏ إِلَيْكَ‏ مُحَمَّداً صلي الله عليه وآله بَيْنَ يَدَيْ حَاجَتِي وَ أَتَوَجَّهُ بِهِ إِلَيْكَ فَاجْعَلْنِي بِهِ وَجِيهاً عِنْدَكَ‏ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ‏ اجْعَلْ صَلَاتِي بِهِ مَقْبُولَةً وَ ذَنْبِي بِهِ مَغْفُوراً وَ دُعَائِي بِهِ مُسْتَجَاباً إِنَّكَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ.

امام صادق عليه السّلام فرمود: هنگامى كه به نماز برخاستى اين دعا را بخوان: خدايا من محمّد «صلّى اللَّه عليه و آله» را پيشاپيش حاجت خود قرار ميدهم ، و به واسطه او به تو رو ميكنم. پس تو نيز مرا به واسطه آن حضرت در دنيا و آخرت داراى آبرو گردان، و مرا از مقرّبان‏ قرار بده. و نمازم را به خاطر آن حضرت (و بحقّ) او مورد قبول خويش قرار ده، و گناهانم را به شفاعت او بيامرز، و دعايم را به يمن او مستجاب گردان، كه البتّه تو خود آمرزنده و مهربان هستى‏.

الكافي (ط - الإسلامية) ؛ ج‏۳ ؛ ص۳۰۹

مرحوم شيخ صدوق نيز اين روايت را در «من لا يحضره الفقيه» و شيخ طوسي در «تهذيب» نقل كرده اند:

الصدوق، ابوجعفر محمد بن علي بن الحسين (متوفاى۳۸۱هـ)، من لا يحضره الفقيه، ج ۱ ص ۳۰۲، ح ۹۱۶، تحقيق: علي اكبر الغفاري، ناشر: جامعه مدرسين حوزه علميه قم.

الطوسي، الشيخ ابوجعفر، محمد بن الحسن بن علي بن الحسن (متوفاى۴۶۰هـ)، تهذيب الأحكام، ج ۲، ص۲۸۷، ح۵ باب كيفة الصلاة ، تحقيق: السيد حسن الموسوي الخرسان، ناشر: دار الكتب الإسلامية ـ طهران، الطبعة الرابعة،‌۱۳۶۵ ش .

تصحيح روايت:

اين روايت از نظر سند صحيح است و علماي شيعه به اين مطلب تصريح كرده اند. علامه مجلسي (مجلسي اول) مي‌فرمايد:

رواه الشيخ في الصحيح عنه عليه السلام‏ «إذا قمت إلى الصلاة» الظاهر أنه بعد الإقامة «فقل (إلى قوله) حاجتي» يعني أسألك بحقه أو اجعله شفيعي‏

شيخ در روايت صحيح از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه فرمود: هنگامي كه به نماز ايستادي، ظاهر روايت اين ايت كه اين دعا بعد از اقامه نماز است. ...

مجلسى، محمدتقى بن مقصودعلى، روضة المتقين في شرح من لا يحضره الفقيه (ط - القديمة)، ج‏۲ ؛ ص۲۶۸، قم، چاپ: دوم، ۱۴۰۶ ق.

علامه مجلسي دوم نيز سند روايت را «حسن» مي‌داند و مي‌فرمايد:

الحديث الثالث‏: حسن.

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول ، ج‏۱۵ ؛ ص۹۶، تهران، چاپ: دوم، ۱۴۰۴ ق.

و در كتاب «بحار الانوار» به صحت سند آن تصريح كرده است:

وَ بِسَنَدٍ صَحِيحٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عليه السلام قَالَ: إِذَا قُمْتَ إِلَى الصَّلَاةِ فَقُلِ اللَّهُمَّ إِنِّي أُقَدِّمُ‏ إِلَيْكَ‏ مُحَمَّداً ص بَيْنَ يَدَيْ حَاجَتِي وَ أَتَوَجَّهُ بِهِ إِلَيْكَ فَاجْعَلْنِي بِهِ وَجِيهاً عِنْدَك‏...

مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، بحار الأنوار، ج‏۸۱ ؛ ص۳۷۰، بيروت، چاپ: دوم، ۱۴۰۳ ق.

علامه حلي نيز سند روايت را صحيح مي‌داند:

ويستحب له أن يقول إذا قام إلى الصلاة ما رواه الشيخ في الصحيح عن أبان ومعاوية بن وهب جميعا عن أبي عبد الله عليه السلام قال : إذا قمت إلى الصلاة فقل اللهم إني أقدم إليك محمدا بين يدي حاجتي وأتوجه به إليك

براي نماز گزار مستحب است وقتي به نماز استاده مي‌شود بگويد:‌ آنچه را شيخ در روايت صحيح از ابان ومعاويه بن وهب از امام صادق عليه السلام نقل كرده اند كه فرمود: ...

منتهى المطلب (ط.ق) - العلامة الحلي ، ج ۱ ، ص ۲۹۸

دسته سوم؛ تأييد توسل شيعيان به پيامبر (ص) از سوي ائمه (عليهم السلام)

برخي از روايات صريح در اين است كه شيعيان به رسول خدا صلي الله عليه وآله متوسل شده اند و اين توسل از سوي ائمه طاهرين عليهم السلام مورد تأييد واقع شده است.

توسل هشام بن سالم به قبر پيامبر (ص)

بعد از شهادت امام صادق (عليه السلام) هشام بن سالم در مدينه آمد و به خاطر ترديدي كه برايش پيرامون امام بعدي پيش آمده بود، به قبر رسول خدا (صلي الله عليه وآله) استغاثه كرد و با اين توسل حجت خداوند و امام زمانش برايش روشن شد. اين روايت را محمد بن جرير طبري با سند صحيح اين‌گونه نقل كرده است:

أخبرني أبو الحسن علي بن هبة الله ، قال : حدثنا أبو جعفر محمد ابن علي بن الحسين بن موسى ، عن أبيه ، عن سعد بن عبد الله ، عن يعقوب بن يزيد ، عن محمد بن أبي عمير ، عن هشام بن سالم ، قال : دخلت على عبد الله بن جعفر بن محمد بعد موت أبي عبد الله ( عليه السلام ) وكان ادعى الإمامة ، فسألته عن شئ من الزكاة ، فقلت له : كم في المائة ؟ فقال : خمسة دراهم . قلت: وكم في نصف المائة ؟ قال : درهمين ونصف . فقلت : ما قال بهذا أحد من الأمة . فخرجت من عنده إلى قبر رسول الله (صلى الله عليه وآله) مستغيثا برسول الله ، فقلت : يا رسول الله ، إلى من ؟ إلى القدرية ؟ إلى الحرورية ؟ إلى المرجئة ؟ إلى الزيدية ؟ فإني لكذلك إذ أتاني رسول أبي الحسن (عليه السلام) ، غلام صغير دون الخماسي ، فقال : أجب مولاك موسى بن جعفر . فأتيته فلما بصر بي من صحن الدار ابتدأني فقال : يا هشام ! قلت : لبيك . قال : لا إلى القدرية ، ولا إلى الحرورية ، ولا إلى المرجئة ، ولا إلى الزيدية ، ولكن إلينا . فقلت : أنت صاحبي ، فسألته فأجابني عن كل ما أردت.

هشام بن سالم مي‌گويد: بعد از شهادت امام صادق عليه السلام بر عبد الله بن جعفر بن محمد (پسر امام صادق عليه السلام) وارد شدم كه ادعاي امامت داشت. از او پرسيدم صد درهم چه مقدار زكات دارد؟ گفت:‌ پنج درهم . گفتم: زكات پنجاه درهم چه مقدار مي شود ؟ گفت: دو درهم و نيم گفتم هيچ يكي از امت اين گونه فتوا نداده اند.

بيرون آمدم و به سوي قبر رسول خدا صلي الله عليه و آله رفتم و به آن حضرت توسل و استغاثه نمودم و عرضه داشتم اي رسول خدا! به چه كسي پناهنده شوم؟ به قدريه؟ حرويه؟ مرجئه؟ زيديه؟ در اين هنگام بود كه فرستاده ابو الحسن عليه السلام که يك پسر كمتر از پنج سال بود، به سوي من آمد و گفت: مولايت موسي بن جعفر (تو را طلب نموده) ايشان را اجابت كن. نزد آن حضرت رفتم، وقتي مرا در صحن خانه ديدند اينچنين سخن آغاز نمودند: اي هشام ؟ عرض كردم بلي. فرمود:‌ نه به سوي قدريه، نه به سوي مرجئه و حروريه و زيديه بلكه به سوي ما بيا. عرض كردم شما صاحب امر من هستي. از محضر ايشان سؤالاتم را پرسيدم و ايشان تمام موارد را پاسخ دادند.

الطبري، ابي جعفر محمد بن جرير بن رستم (متوفاي قرن پنجم)،‌ دلائل الامامة، ص ۳۲۴، تحقيق: قسم الدراسات الإسلامية - مؤسسة البعثة، ناشر: مركز الطباعة والنشر في مؤسسة البعثة، قم، چاپ: الأولى۱۴۱۳

طبق اين روايت توسل و استغاثه به خود ولياء الهي جايز است: مستغيثا برسول الله؛ علاوه بر آن، روايت تقرير امام معصوم (عليه السلام) را نيز بيان مي‌كند، اگر توسل جايز نبود، چرا كه امام كاظم (عليه السلام) براي هشام نفرمود:‌ چرا رفتي به رسول خدا استغاثه كردي؟ اما آن حضرت نه تنها منع نكرد و كار او را تقبيح نكرد، بلكه اين توسل را تقرير كرد.

نتيجه:

اولا: ائمه طاهرين (عليهم السلام) به رسول خدا صلي الله عليه وآله توسل كرده اند كه نمونه آن توسل امير مؤمنان وامام سجاد عليهم السلام به ايشان است.

ثانيا: طبق دسته ديگري از روايات، ائمه اطهار عليهم السلام به توسل به پيامبر سفارش داده اند.

ثالثا: شيعيان نيز به رسول خدا در زمان ائمه متوسل شده اند و اين توسل را خود ائمه نيز تأييد كرده اند.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف)

* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

بازگشت