درباره ما

شرایط در حدیث سلسله الذهب وعلت نام گذاری آن چیست؟
کد سؤال: ۱۰۳۱۳عمومی
تعداد بازدید: ۵۳
شرایط در حدیث سلسله الذهب وعلت نام گذاری آن چیست؟

پاسخ:

اصطلاح سلسلة الذهب در بين شيعيان با اهل سنت متفاوت است:

نظر اهل سنت: هر حديثي كه مالك از نافع از ابن عمر از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم نقل كند سلسلة الذهب ناميده مي شود. ابن حجر اين روايات را در كتابي به همين نام جمع آوري نموده است :

" رسالة فيها سبعة وأربعون حديثا رواها الإمام الشافعي ، عن الإمام مالك ، عن نافع ، عن ابن عمر ، عن النبي صلي الله عليه وسلم ، وتسمي : " سلسلة الذهب " نفعنا الله تعالي ببركتهم .

سلسلة الذهب - أحمد بن علي بن حجر - ص ۷

رساله اي كه در آن ۴۷ روايت است كه آنها را امام شافعي از امام مالك از نافع از ابن عمر از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم نقل كرده است واين روايات سلسلة الذهب ناميده مي شوند . خداوند ما را به بركت ايشان نفع دهد .

همين مطلب در مقدمه كتاب الموطأ مالك ص ۲۱ ذكر شده است .

نظر شيعه : روايت مشهور حضرت علي بن موسي الرضا عليه السلام كه بيش از ۲۰۰۰۰ نفر آن را از ايشان از پدر گراميشان از پدرش تا رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم از جبرائيل از خداي متعال نقل نمودند .

اين روايت را به خاطر گرامي بودن سلسله سندش ، سلسلة الذهب ناميدند . احمد بن حنبل در مورد اين روايت گفته است كه اگر اين روايت ( به خاطر جلالت كساني كه در سندش هستند ) را بر جن زده بخوانيد خوب مي شود :

حدثنا أبو اسحاق ابراهيم بن عبدالله بن اسحاق المعدل ثنا أبو علي احمد بن علي الأنصاري بنيسابور ثنا أبو الصلت عبدالسلام بن صالح الهروي ثنا علي بن موسي الرضا حدثني أبي موسي بن جعفر حدثني أبي جعفر بن محمد حدثني أبي محمد بن علي حدثني أبي علي بن الحسين بن علي حدثني أبي علي ابن أبي طالب رضي الله تعالي عنهم حدثنا رسول الله صلي الله عليه وسلم عن جبريل عليه السلام قال قال الله عز وجل إني أنا الله لا إله إلا أنا فاعبدوني من جاءني منكم بشهادة أن لا إله الا الله بالاخلاص دخل في حصني ومن دخل في حصني أمن من عذابي هذا حديث ثابت مشهور بهذاالإسناد من رواية الطاهرين عن آبائهم الطيبين وكان بعض سلفنا من المحدثين اذا روي هذا الاسناد قال لو قريء هذا الاسناد علي مجنون لأفاق

حلية الأولياء ج۳/ص۱۹۱

حضرت علي بن موسي الرضا فرمودند كه پدرم فرمود كه پدرش امام صادق فرمودند كه پدرم امام باقر فرمودند كه پدرشان امام سجاد فرمودند كه پدرشان امام حسين فرمودند كه پدرشان امير مومنان فرمودند كه رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم فرمودند كه جبرئيل فرمود كه خداوند فرمودند من خدايي هستم كه هيچ خدايي جز من نيست پس من را عبادت كنيد . هركس كه از شما به نزد من آيد و با اخلاص شهادت دهد كه هيچ خدايي جز من نيست وارد در قلعه من مي شود و هركس كه وارد قلعه من شود از عذاب من ايمن خواهد بود . ...بعضي از سلف ما مي گفت كه اين سند را اگر بر جن زده بخوانند به هوش مي آيد .

وقال أبو علي قال لي أحمد بن حنبل إن قرأت هذا الإسناد علي مجنون برئ من جنونه وما عيب هذا الحديث إلا جودة إسناده

تاريخ أصبهان ج۱/ص۱۷۴

ابو علي گفت كه احمد بن حنبل به من گفت اين سند را اگر بر جن زده بخوانيم خوب خواهد شد . ومشكل اين سند نيست مگر ناياب بودن آن .

البته عده اي مي گويند كه اين سند را سلسلة الذهب ناميدند چون بعضي از امراء ساماني دستور داد آن را با آب طلا نوشته و بسيار مورد احترام قرار مي داد ، پس وصيت كرد كه وقتي از دنيا رفت اين روايت را همراه با وي دفن كنند .پس وقتي مرد او را در خواب ديدند كه گفت خداوند من را بخشيد به اين دليل كه اقرار به لا اله الا الله كردم و پيغمبر وي را تصديق نمودم و چون اين روايت را با تعظيم و احترام نوشتم :

وبما حكاه الأستاذ الأعظم عن كشف الغمة " أن بعض الأمراء السامانية كتب الحديث الذي رواه الرضا ( عليه السلام ) لأهل نيشابور بسنده عن آبائه ( عليهم السلام ) إلي الرب تعالي بالذهب ، وأمر بأن يدفن معه ، فلما مات رئي في المنام فقال غفر الله لي بتلفظي بلا إله إلا الله ، وتصديقي بمحمد ( صلي الله عليه وآله ) وإني كتبت هذا الحديث تعظيما واحتراما " انتهي

اما اصل روايت سلسلة الذهب در كتب شيعه:

مرحوم شيخ صدوق اين روايت را در كتب مختلف خودشان آورده وبراي آن چندين سند ذكر مي نمايند .تنها در كتاب توحيد براي اين روايت سه سند دارند كه ما تنها به يكي از آنها اشاره مي كنيم:

۲۳ - حدثنا محمد بن موسي بن المتوكل رضي الله عنه ، قال : حدثنا أبو الحسين محمد بن جعفر الأسدي ، قال : حدثنا محمد بن الحسين الصوفي ، قال : حدثنا يوسف ابن عقيل ، عن إسحاق بن راهويه ، قال : لما وافي أبو الحسن الرضا عليه السلام بنيسابور وأراد أن يخرج منها إلي المأمون اجتمع إليه أصحاب الحديث فقالوا له : يا ابن رسول الله ترحل عنا ولا تحدثنا بحديث فنستفيده منك ؟ وكان قد قعد في العمارية ، فأطلع رأسه وقال : سمعت أبي موسي بن جعفر يقول : سمعت أبي جعفر بن محمد يقول : سمعت أبي محمد بن علي يقول : سمعت أبي علي بن الحسين يقول : سمعت أبي الحسين ابن علي بن أبي طالب يقول : سمعت أبي أمير المؤمنين علي بن أبي طالب يقول : سمعت رسول الله صلي الله عليه وآله وسلم يقول : سمعت جبرئيل يقول : سمعت الله جل جلاله يقول : لا إله إلا الله حصني فمن دخل أمن من عذابي . قال : فلما مرت الراحلة نادانا . بشروطها وأنا من شروطها .

قال مصنف هذا الكتاب : من شروطها الاقرار للرضا عليه السلام بأنه إمام من قبل الله عز وجل علي العباد ، مفترض الطاعة عليهم .

التوحيد - الشيخ الصدوق - ص ۲۵

وقتي امام رضا عليه السلام به نيشابور رسيده و خواستند كه از آنجا به سوي مامون بروند اهل حديث دور ايشان گرد آمده و عرض كردند : اي فرزند رسول خدا ، از اينجا مي روي و به ما حديثي نمي گويي تا به وسيله شما از آن حديث استفاده ببريم؟ حضرت در عماره( كجاوه شتر) نشسته بودند . پس سر خود را بيرون آورده و فرمودند از پدرم موسي بن جعفر شنيدم كه مي گفت : از پدرم جعفر بن محمد شنيدم كه مي گفت : از پدرم محمد بن علي شنيدم كه مي گفت : از پدرم علي بن الحسين شنيدم كه مي گفت : از پدرم حسين بن علي بن أبي طالب شنيدم كه مي گفت : از پدرم امير مومنان شنيدم كه مي گفت : از رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم شنيدم كه مي گفت : از جبرئيل شنيدم كه مي گفت : از خداوند جل جلاله شنيدم كه مي فرمود : لا اله الا الله دژ مستحكم من است . پس هركس كه داخل آن شود از عذاب من ايمن است . پس وقتي كه قافله به راه افتاد ، ما را صدا زده فرمودند البته ( اين مطلب و ايمني از عذاب) با شرائط خودش است . ومن هم از شرائط آن هستم .

مصنف اين كتاب ( شيخ صدوق) مي گويد : از شروط ايمني از عذاب اقرار به اين است كه امام رضا عليه السلام ، امام است از طرف خداوند بر بندگانش و اطاعت او بر ايشان لازم است.

موفق باشيد

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقيقاتي حضرت ولي عصر (عج)

* نام:
* پست الکترونیکی:
* متن نظر :
* کد امنیتی:
  

بازگشت